آخر هفته اگه خدا بخواد میریم سفر ... پرتقال فروش که هیجان منو میبینه میگه خیلی خوشحااااالم که بعد سالها فرصتی دست داد که بری سفر! :))) والا! سی ساااااله هیچ جا نرفتم ... پوسیدم تو این خونه :)))
تازه خبر نداره که از الان دارم برای یه مسافرت دیگه رویاپردازی میکنم! فنجون هستم، مدیر برنامه ریزی ِ سفر!
*
برای سفر جا رزرو کردیم و خیلی جالب بود نوبتی به پنج خانواده گفتیم که بیاین تو تعطیلی ها باهم بریم،
برچسب: جاده,منو,میزنه,هواپیما,خواهر,کوچیکه,
نویسنده: سپیده باقری
تاريخ: پنجشنبه
30 شهريور
1396 ساعت: 23:16